دوستانش می‌گویند: به بعضی از آدم‌ها هرچه نزدیک‌تر می‌شوی کوچک‌تر می‌شوند، اما حکایت فرشچیان چنین نبود؛ هرچه نزدیک‌تر می‌شدی عظمتش بیشتر می‌شد و افق تازه‌ای از شکوه و بزرگی در نگاهت می‌نشست. ضریح سیدالشهدا(ع) که امروز برپا ایستاده، نشان جاودانهٔ همین شکوه است.
پایگاه خبری تحلیلی دورشهر قم – امیرحسین طالب علی: در میان هیاهوی کارگاهی که بوی چوب و نقره در آن پیچیده بود و صدای قلم‌زنی‌ها در فضا می‌پیچید، مردی نشسته بود که هر خط و نقش را با قطره‌های اشک می‌آمیخت.
محمود فرشچیان، نامی آشنا در نگارگری ایران، وقتی پای در مسیر طراحی ضریح امام حسین(ع) گذاشت، تنها یک هنرمند نبود؛ او عاشقی بود که هنر را وسیله‌ای برای نیایش می‌دید.هر روز، از سپیده‌دم تا غروب، با دستانی پرکار و دلی آرام، نقش گل و برگ و اسلیمی را طوری بر کاغذ می‌نشاند؛ گویی در دل خطوط، ذکر و دعا می‌نوشت. زیارت حرم حضرت معصومه(س) جزئی جدانشدنی از برنامه روزانه‌اش بود و لحظه‌ای نبود که نگاهش از یاد سیدالشهدا(ع) غافل شود.
برای او، ضریح یک سازه فلزی نبود؛ تصویری بود از عشق ملتی به امام خویش، و خودش بارها می‌گفت: «دوست دارم این ضریح نماد هنر ایرانی ـ اسلامی باشد؛ یادگاری از ایمان و فرهنگ این سرزمین.»
فرشچیان در کارگاه ساخت ضریح سیدالشهدا(ع) در قم تنها طرحی بر کاغذ نمی‌آفرید؛ او روح خود را در ضریح دمید.ضریحی که امروز در کربلا می‌درخشد، نه فقط ساخته دستان هنرمندان که ثمره قلبی عاشق است که به هر خط آن؛ با اشک و دعا پرداخته است.
پایگاه خبری دورشهر قم

روایت عکاسباشی حرم از خاطراتش با استاد فرشچیان

امیر حسامی نژاد، عکاس برجسته آیینی کشور که عکاسی از مراحل ساخت و نصب ضریح امام حسین(ع) یکی از توفیقات وی است، روزهایی را که در کنار استاد محمود فرشچیان گذرانده، جزو بهترین لحظات و تجربیات عمرش می‌داند.
او می‌گوید: همنشینی با استاد، برای من به‌اندازه سال‌ها تجربه ارزش داشت. همکاری با هنرمندی در سطح ایشان آرزوی هر عکاسی است.یکی از خاطرات او به پروژه تدوین کتاب عکاس حرم حضرت معصومه(س) بازمی‌گردد که از استاد فرشچیان خواست تا در آماده‌سازی این کتاب او راهنمایی کند.
حسامی نژاد می‌گوید: هماهنگ کردیم تا یک روز همراه ایشان به حرم مشرف شویم. هنگام زیارت، علاقه خاص استاد به گنبد حرم توجهم را جلب کرد. با هماهنگی، به پشت‌بام حرم رفتیم؛ جایی که گنبد طلایی در نزدیک‌ترین فاصله پیش رویمان بود. استاد گفت همسرش که در آمریکا زندگی می‌کند، علاقه زیادی به حضرت معصومه(س) دارد و خواست تا در کنار گنبد بایستد و بوسه‌ای بر آن بزند تا این تصویر را برای او بفرستد. همان جا بود که اولین و آخرین بوسه استاد بر گنبد حضرت فاطمه معصومه(س) ثبت شد.
پایگاه خبری دورشهر قم
عکاس پروژه ساخت ضریح امام حسین(ع) توضیح می‌دهد: استاد معمولاً تمایلی به مقابل دوربین قرارگرفتن نداشت، اما روزی در کارگاه مشغول طراحی بود که صدایم زد. کنارش نشستم، گفت چند عکس خوب از من بگیر. همان روز بود که ژستی متفاوت گرفت؛ با عینک و نگاهی عمیق به دوربین.حسامی نژاد با شوق عکس‌ها را چاپ و به استاد تقدیم کرد. واکنش فرشچیان برایش فراموش‌نشدنی است: خیلی استقبال کرد و گفت بنشینم. بعد سراغ وسایل شخصی‌اش رفت و پاکتی آورد. وقتی باز کردم، چهار تراول ۵۰ هزارتومانی بود. ۵۰ هزار تومان سال ۱۳۸۸!
گفت این دستمزد هنر توست. هرچه اصرار کردم به‌خاطر پول این کار را نکرده‌ام، نپذیرفت و تأکید داشت که باید برای هنر ارزش مادی هم قائل شوم. این جمله برایم یک درس بزرگ بود.
حسامی نژاد به بعد دیگری از منش استاد هم اشاره می‌کند؛ ساده‌زیستی و مردم‌داری‌اش: هر وقت به قم می‌آمد، اجازه نمی‌داد کوچک‌ترین هزینه‌ای بر دوش کسی باشد. حتی در رفت‌وآمدها هم معمولاً سوار ماشین‌های معمولی می‌شد. یک‌بار خواستم پیشدستی کنم؛ ماشینم را جلو در کارگاه گذاشتم تا استاد را به مقصد برسانم. وقتی فهمید من راننده‌ام، ناراحت شد و گفت این کار باعث شد خیری را از کسی دریغ کنم. توضیح داد که عمداً سوار خودروهای ساده می‌شود تا به رانندگان کم‌بضاعت کمک کند.
این عکاس آیینی کشور در پایان می‌گوید: استاد فرشچیان برای من فقط یک هنرمند بزرگ نبود؛ او انسانی بود که با رفتارهای ساده و صمیمانه‌اش، به من یاد داد هنر بدون اخلاق و مردم‌داری معنایی ندارد.
پایگاه خبری دورشهر قم

استاد فرشچیان؛ هنرمندی که با اشک نقش می‌زد

حمید آزادگان، از دیگر همراهان استاد در مسیر ساخت ضریح امام حسین(ع) است. وقتی به یاد آن روزها می‌افتد، بغض گلویش را می‌گیرد: استاد ۱۵ شبانه‌روز در کارگاه بود. از هشت صبح تا هشت شب‌کار می‌کرد. تنها زمان نماز و غذا بود که لحظه‌ای قلم را زمین می‌گذاشت. حتی یک روز هم نشد که بدون زیارت حرم حضرت معصومه(س) کار را شروع کند.کارگاه گویی حیاطی از نور شده بود. هر روز صبح، استاد با عبایی ساده و لبخندی خسته اما سرشار از شور وارد می‌شد.
گاه در آغاز طراحی از یارانش می‌خواست نوحه‌ای خاص پخش کنند. آن وقت، قطرات اشک روی گونه‌هایش می‌لغزید و خطوطی که می‌کشید، انگار از همان اشک‌ها جان می‌گرفت.فرشچیان نه فقط خالق نقش‌ها، که شاگردی فروتن در برابر دیگران بود.
آزادگان خاطره‌ای شیرین به یاد دارد: روزی از دو گچ‌بر ساده خواست یکی از دهانه‌های ضریح را روی دیوار بسازند. وقتی کار تمام شد، دستشان را گرفت، عقب برد و گفت: استاد فلانی، نظرت چیست؟ عیبی نمی‌بینی؟ آن دو نفر مات و مبهوت مانده بودند؛ مردی در آن جایگاه، کارش را به‌نقد دو هنرمند گمنام می‌سپرد. این رفتار، نشان از بزرگی روح او داشت؛ بزرگ‌مردی که هیچ‌گاه خود را بی‌نیاز از نقد دیگران نمی‌دید.
پول و منفعت در قاموس او جایی نداشت. هیچ‌کس نتوانست حتی هزینه هتلی که در قم اقامت داشت را برایش بپردازد. می‌گفت: «این افتخار را امام حسین(ع)نصیب من کرده؛ من باید هدیه بدهم، نه بگیرم. هر غذایی که در کارگاه می‌خورد، چندبرابرش را در صندوق کمک‌های مردمی می‌انداخت؛ گویی مبادا ذره‌ای از برکت مردم به گردنش دِین بماند.
خاطرات همراهانش پر از صحنه‌های بی‌بدیل است. روزی جانبازان روشندل به دیدار ضریح آمدند. دستانشان را بر گلبرگ‌های نقره‌ای آن کشیدند و با دل دیدند. استاد در گوشه‌ای نشسته بود و چون ابر بهاری می‌گریست. یا بار دیگر، دیپلمات آلمانی‌ای که بی‌خبر از همه چیز، پایش به کارگاه باز شد. وقتی دست بر نقوش گذاشت، گونه‌هایش سرخ شد و با شگفتی گفت: انگار نیرویی بی‌انتها از این طرح‌ها به وجودم تزریق می‌شود.
اما فرشچیان فقط هنرمند نبود؛ عاشق وطن نیز بود. در سال‌های پرآشوب، بارها رسانه‌های بیگانه به سراغش آمدند تا سخنی علیه ایران بگیرند، اما پاسخ همواره یک چیز بود: «من فقط برای کشورم سلامت مردم و حفظ تمامیت ارضی می‌خواهم.» و وقتی از او پرسیدند اگر امام حسین(ع) پاداشی به شما دهد چه می‌خواهید، بی‌درنگ گفت: «حفظ تمامیت ارضی ایران و سلامتی مردمم.»
حمید آزادگان با صدایی لرزان جمله‌ای را زمزمه می‌کند که شاید وصف همه‌سال‌های هم‌نشینی با استاد باشد: به بعضی از آدم‌ها هرچه نزدیک‌تر می‌شوی، کوچک‌تر می‌شوند. اما استاد فرشچیان برعکس بود؛ هرچه به او نزدیک‌تر می‌شدی، عظمتش بیشتر و بیشتر می‌شد.
پایگاه خبری دورشهر قم
اکنون، با رفتن استاد فرشچیان، سکوتی عمیق در کارگاه‌های هنر ایرانی پیچیده است. اما ضریحی که به یادگار گذاشت، همچنان می‌درخشد؛ گواهی از مردی که با اشک و عشق، هنر را به مرتبه‌ای آسمانی رساند.
پایگاه خبری دورشهر قم
پایگاه خبری دورشهر قم